عهدی همراه با حاجت
انجام کاری برای خدا، در صورت برآوردهشدن خواستهای یا دورماندن از حادثه و بلایی که نذرکننده از آن بیم دارد.
هر سال، شب تاسوعا
روایت نذر حلیم خانواده بختیاری؛ آیینی چند نسلـی که از دعای یک مادربزرگ آغاز شد و امروز، سفرهای برای پیوند دلهاست.
فلسفه نذر
«نذر، عهدی از سرِ ایمان است؛ کاری برای رضای خدا که دلها را به یکدیگر نزدیک میکند.»
سنت نذری در فرهنگ ایرانی–اسلامی فقط اطعام نیست؛ یادآور وفای به عهد، بخشندگی و باهمبودن است. در روزهای محرم، این سفره بهانهای میشود برای خدمت، صلهرحم و زنده نگهداشتن نام اهلبیت (ع).
نذر در فرهنگ دینی
نذری کاری است برای رضای خدا؛ عملی که در اصل مستحب است، اما وقتی با نذر و شرایط آن همراه شود، وفای به آن واجب خواهد بود. در معنای لغوی نیز نذر یعنی انسان خود را به انجام یا ترک کاری ملتزم کند که پیشتر بر او الزامی نبوده است.
انجام کاری برای خدا، در صورت برآوردهشدن خواستهای یا دورماندن از حادثه و بلایی که نذرکننده از آن بیم دارد.
نذری که بدون وابستگی به حاجت یا رویدادی خاص، تنها با نیت قربت و انجام کار خیر بر زبان جاری میشود.
«رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ ما فی بَطْنی مُحَرَّراً»؛ مادری که فرزند در راه خود را برای خدمت در راه خدا نذر کرد.
«إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً»؛ نمونهای از عهد و عبادت که قرآن کریم آن را روایت میکند.
«یُوفُونَ بِالنَّذْرِ»؛ قرآن وفاکنندگان به نذر را میستاید و اطعام نیازمند را در ادامه همین سوره یادآور میشود.
حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) برای شفای امام حسن و امام حسین (ع) نذر روزه کردند و افطار خود را به مسکین، یتیم و اسیر بخشیدند.
اطلاعات مکتوب پیش از صفویه اندک است. در این دوره، پلو با گوشت و ادویه از غذاهای رایج محرم بود؛ چون برنج کمیاب و گران بود، بیشتر توانگران آن را میپختند و میان نیازمندان تقسیم میکردند. گاهی مردم ظرفهایشان را از پیش برای گرفتن نذری میفرستادند.
نذری دیگر به گروهی خاص محدود نماند و هر کس به اندازه توان مالی خود، در عزای امام حسین (ع) غذایی میپخت و میان مردم توزیع میکرد.
نذر میتواند برای توسل، رفع بلا و جلب رحمت الهی باشد؛ اما در جامعه نیز عامل وحدت و حفظ هویت است. سفرههای محرم در گذر تاریخ، نام و پیام اهلبیت (ع) را در برابر فشار و ستم زنده نگه داشتهاند.
قصه یک نذر
این داستان در فاصله سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴ خورشیدی، با بیماری چشم نخستین نوه پسری کافیه سلطان جوادی (عابدی) آغاز شد؛ مادربزرگی که برای شفای نوهاش نذر کرد.
کافیه سلطان خانم نذر کرد سه کیلو گندم به حلیم نذری کربلایی سید هاشم دانیانی بیفزاید؛ دعایی برای شفای نوه خردسالش.
حاج علیاکبر بختیاری، پدر کودک، به احترام نیت مادر بزرگ مقدار نذر را افزایش داد تا حلیم در همان روستای محل سکونت پخته و توزیع شود.
از آن پس حلیم به نام حضرت ابوالفضل العباس (ع)، شب تاسوعا پخته و صبح تاسوعا میان مردم توزیع شد؛ رسمی که زمان و نیت آن تا امروز ثابت مانده است.
با مهاجرت به لیلان و بیشترشدن جمعیت، چند سال حلیم را یک سال در میان میپختند تا نذری به همه اهالی برسد. با تولد هر فرزند نیز برای سلامتی و شفای او بر مقدار نذر افزوده شد.
خانواده در سال ۱۳۴۴ از مسیر حاجیآباد، لیلان و کندها به هرانکله رسید و در ۱۳۶۲ برای تحصیل تنها دختر خانواده به خمین مهاجرت کرد. نذر در این مسیر از سه کیلو به شصت کیلو گندم رسید.
اصل نذر به ۶۰ کیلو گندم رسیده است؛ جدا از نذر و همراهی دوستان، بستگان و دلدادگانی که هر سال به این سفره میپیوندند.
آیین پخت
پخت از شب تاسوعا آغاز میشود. دیگها ساعتها بر آتش میمانند و دستهایی که بیوقفه پارو میزنند، صبح تاسوعا نتیجه این همراهی را میان مردم تقسیم میکنند.
گندم را با تخماق و هاون سنگی پوست میگرفتند، با دستاس بلغور میکردند و زبره را از نرمه جدا میساختند. دیگهای مسی بر تنورهای زمینی و آتش هیزم مینشست.
اجاقهای گازی، فضای باز و دیگهای آلومینیومی بزرگتر، کار را ایمنتر و سریعتر کردهاند. سبوسِ مغذی گندم نیز حفظ میشود و زمان آمادهسازی به نصف رسیده است.
مقدار گندم تعیین، پاک و شسته میشود و پس از خشکشدن برای مرحله بعد آماده خواهد بود.
در گذشته گندم با تخماق در سرکوله یا هاون سنگی کوبیده میشد تا پوست آن جدا شود.
گندم را با دستاس بلغور میکردند، زبره و نرمه را با الک جدا و هر کدام را جداگانه میخیساندند.
اجاق و دیگها آماده میشوند؛ قدیم با هیزم و تنور زمینی و امروز بیشتر با اجاق و کپسول گاز.
نیمی از دیگ آب میشود؛ پس از جوشآمدن اول زبره و سپس نرمه افزوده و سه تا چهار ساعت پیوسته هم زده میشود.
حدود دو ساعت بعد، گوشت پخته و کوبیده افزوده میشود؛ پس از بیست دقیقه نمک میزنند و شعله را کم میکنند.
درِ دیگ بسته میشود و حلیم سه تا چهار ساعت با شعله کم «میخوابد» تا کاملاً جا بیفتد.
نخود پخته برای جلوگیری از تهنشینی هنگام توزیع افزوده میشود؛ دارچین، روغن و شکر نیز هنگام مصرف و به ذائقه افراد است.
برخی برای توسل به حضرت عباس (ع)، نمک و شمعی روشن روی درِ دیگ میگذارند و حاجت خود را از خدا میخواهند.
تنورستان بسته و دودآلود جای خود را به حیاط و پارکینگ باز داده و دیگهای مسی سنگین و کمیاب، با دیگهای آلومینیومی سبکتر و بزرگتر جایگزین شدهاند.
با شناخت ارزش غذایی سبوس، پوستگیری و جداسازی زبره و نرمه کنار گذاشته شد و زمان مقدمات پخت تقریباً به نصف رسید.

مواد نذر
مقادیر نذر دوستان و بستگان جداست و در عمل، میزان گوشت و چربی گاه به یکونیم برابر میرسد.
از روستا تا شهر
در روستا حلیم میان همه ساکنان توزیع میشد. با مهاجرت به شهر و دسترسی آسانتر روستاییان، سهم همسایهها حفظ شد و ظرفهای نذری به خانه اقوام و آشنایان نیز رسید. گاهی نذرهای موردی دوستان به دیگها افزوده میشود و مقدار گندم از شصت کیلو هم فراتر میرود.
این گردهمایی فقط زمان پخت نیست؛ از مهمانان با شربت، شیرینی و میوه پذیرایی میشود و کسانی که شاید در طول سال یکدیگر را نبینند، کنار دیگ حضرت عباس (ع) دوباره به هم میرسند.

فراتر از یک غذا
شاید سختترین کار، پاروزدن و شستن دیگها باشد؛ اما شور و توسل جمعی، همهچیز را شیرین و خاطرهانگیز میکند.
قرائت زیارت عاشورا و دعای توسل در هنگام پخت حلیم.
دیدار اقوام و آشنایانی که شاید در طول سال فرصت دیدار یکدیگر را نداشته باشند.
هر کس، حتی برای چند دقیقه، سهمی از کار و خاطره این آیین میبرد.
پس از توزیع، شستن دیگهای سنگین و چسبنده سختترین بخش کار است؛ اما همراهی جمع آن را هم شیرین میکند.
دعوت به همراهی
نذر حلیم متعلق به یک شخص نیست؛ نام حضرت ابوالفضل العباس (ع) بر تارک آن میدرخشد و هر همراه، بخشی از این عهد جمعی است. برای مشارکت در آمادهسازی، پخت یا توزیع، با بانیان رویداد در ارتباط باشید.